...

امشب...

باز بارون....

صدای بارون عذابم میداد امشب...رفتم تو خیابون...واسادم وسط کوچه...داد زدم...گفتم 

چی میخوای از جون من....چرا میباری....نمیبینی تنهام؟؟؟؟؟؟؟چرا انقد صدا میکنی تا 

بیام بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بارون...شدید شد....خیلییییییی....هر قطرش مثه یه پتک تو سرم میکوبید...سرم و گرفتم

بالا یه تف کردم تو صورت این اسمون....گفتم خیلی نامردیییییییییییییییییییییییییی....

خیلی.....

خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی....

بسه....بسه....اشکام و پاک کردم اومدم تو خونه....بند اومد....اما................

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی

[اوغ]

بهنام

ﺗﺎ کسی ﻧخ ﻧدﻩ، کسی سرِ نخُ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ! ﺣﺎﻻ تو هِى ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻔﺮﺳت ﺑﻪ نفرِ ﺳﻮﻡ...

آراد

اگر نگاه کردن یعنی خواستن...تا عمر دارم نگاهت میکنم

آراد

بعضی حرفا رو نمی شه گفت، بایدخورد!! ولی بعضی حرفارو، نه میشه گفت، نه می شه خورد! می مونه سرِدل! میشه دلتنگی! میشه بغض! ... میشه سکوت! میشه همون وقتایی که خودتم نمی دونی چه مرگته !!

آراد

دنیا،تنهایی های زیادی داره، اما...تنهایی من دنیایی داره

آراد

غمگینم مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم؛ که خنده اش همه را می گریاند.

آراد

در دنیای من فقط یک نــفر لبـخـند مرا خواست. (عکــاس) بود که او هم (پولــش) را گـرفت.

arezo

yaldat mobarak asisam[ماچ][گل][گل][هورا]

زهرا

خیانت نکردم....گله نکن....وقتی "تو" جاخالی دادی "او" بغلم کرد تا زمین نخورم....!!![ساکت]

hastia

سلام وب قشنگی داری به وب منم یه سری بزن ممنون...[گل][گل]